اصالت من مسلم بن عوسجه است زمانی که حبیب به او گفت
اگر وصیتی داری انجام دهم؟ و او گفت تا زنده ای از حسین (علیه السلام) جدا نشو.
اصالت حر است زمانی که برگشت. اصالت من شهید است که آخرین لحظه در بین دستان
حسین(علیه السلام) گفت: آیا وفا کردم؟ اصالت من قاسم است زمانی که گفت شهادت نزد
من از عسل شیرین تر است. اصالت من تلذی کردن علی اصغر است. اصالت من صورت گذاشتن
علی اکبر است. اصالت من ابراهیم و اسماعیل از یک سو و حسین(علیه السلام) و علی
اکبر از سوی دیگر است. اصالت من "جوانان بنی هاشم بیایید علی را سوی خیمه گه
رسانید" است. اصالت من عباس است لحظه ای که در آن شط قرار گرفت و یاد تشنگی
حسین (علیه السلام) و بچه هایش کرد و آب نخورد. اصالت من نا امید شدن امید عباس
است لحظه ای که تیر به مشک خورد. اصالت من شکسته شدن کمر حسین (علیه السلام) بعد
از عباس است. اصالت من تنها شدن حسین (علیه السلام) بعد از عباس است. اصالت من عشق
بازی حسین(علیه السلام) با خداست. اصالت من زمزمه های حسین (علیه السلام) بر روی
خاک است: الهی رضاً بقضائک ، صبراً علی بلائک، لا معبود سواک. اصلت من زینب در شب
یازدهم است زمانی که خواند: گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم
او را / گل من یک نشانی در بدن داشت یک پیراهن کهنه به تن داشت.
موضوعات مطلب: معرفی چهره ها | دل نوشته |
تبلیغات 


